13 اسفند 1385
اظهارات عجیب احمدینژاد درباره زنان گیلانی
آفتاب: محمود احمدینژاد در جمع نخبگان استان گیلان بار دیگر اظهاراتی غیرمنتظره و بهتآور بر زبان آورد و گفت «برخلاف دیدگاه بعضی افراد، من معتقدم زنان گیلانی با حفظ عفاف خود در عرصههای مختلف کشاورزی حضور داشتهاند»! این اظهارات که ظاهراً ناظر به برخی لطیفههای سخیف افواهی بوده است و اصلاً در جایگاه عالیترین مقام اجرایی ایران نیست با انتقاد شدید رمضان علی صادقزاده نماینده مردم رشت در مجلس شورای اسلامی مواجه شد. تا آنجا که صادقزاده به گلایه تاکید کرد «سایر مواضع ایشان نیز همین گونه است»!

رمضان علی صادقزاده در گفتوگو با آفتاب ضمن انتقاد از این اظهارات احمدینژاد، افزود: ایشان مهمان ما در گیلان بودهاند، اما در چند ماه آینده اعتراضات خویش را به اطلاع مردم میرسانیم
وی خاطرنشان کرد: زنان گیلانی در عرصه کار و کوشش در تمام زمینهها دوشادوش مردان فعالیت میکنند و حتی بیش از مردان در زمینههای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و کشاورزی مشغول به فعالیت هستند.
وی افزود: در طول تاریخ، مردان و زنان گیلانی باعث تقویت تشیع شدهاند وفور امامزادهها در سراسر استان، نشانه این امر است. آیتالله بهجت که یکی از علمای شیعه هستند نیز از این سرزمین برخواستهاند
منبع خانم کپی9 اسفند 1385
بوته عشقولانه
7 اسفند 1385
کار تیمی بدون شرح
7 اسفند 1385
بوعلی سینا در هالهای از ابهام!

آوردهاند که والدابوعلی سینا شنیدستی که شخصی عرفان نام هم بر سبیل فارغالتحصیل افتادستی و ابن وی همچونان در خم کسب علم ماندستی. سخت برآشفتی و راه دیار اکباتان گرفتندی تا احوال دریابد. پس به نزد اساتید بوعلی شدی و بر استاد طب گفتندی راز این معما بر من حل نما که چون است فرزندم در درس تو کتاب نوشتندی قانون نام. اما درس تو را سوسک ننمودندی «در آن دوره به جای پاس کردن، در درس را سوسک مینمودند». استاد دیگرگون شدستی و اشکها بریختند و با التماس و زاری عقده دل گشادستی که چه خواهید از من؟ ای مرد فرزند تو رسالهای «جزوه» از سال بالاییها و پیران کالج!! اگر فتستی و با لطیف آلتی «نرم افزار»، کلمه نام «word» صفحهای پدید آورستی بدین سان.
قانون، تالیف: ابوعلی سینا. قصه همینست و دیگر هیچ. ابن تو فرق قولنج را از ایدز «حالا هی بگوئید ایدز بیماری عصر جدید است» ندانستندی. و گرنه همین باباطاهر که گوئیا نسبتی دارد و هر دو از طایفهی میدان هستید، با اینکه در کالج پیک روشنایی «پیام نور» واحد قسطنطنیه مریخ بودندی مدرک را در سه سوت گرفتندی. گر چه مدرک دردی از وی دوا نکردند و وی چونان قبل عریان ماندستی.
زینهار!!! اگر ابن شما اینگونه ادامه دهندی از ترم مستقبل «آینده» شامگاهی «حسابداری شبانه» دادستی. وی را نصیحت کن شاید نصیحتت در وی بگرفتی و طریق تنبه بگرفتندی والد خجل شدستی و از حجره بیرون آمدستی که ناگاه آوای فرزند بشنیدستی که در حجره کنارین با استاد معرفت حیوان «جانورشناسی» بر سر نمره ده جدال نمودندی با این الفاظ که : استاد مرا والد مردستی و درگیر ودار دفن و کفن وی درس نتوانستی خواندستی. والد در حال احتضار هستی و در پایان که جمله خویشانم مردستی و مرا همسان پرین و هالکبریفین تنها گذاشتستی به من رحم نما و بر طبق تلطف مرا نمرهای مرحمت نما. والد را ز ماجرا فهمیدستی و با هر هر دو دست بر راس «سر» خویش کوبستی و راه درب دانشگاه نگرفتستی که نصیحت را سودی ندانستی و همی برفتندی تا نام بوعلی را از سجل خویش پاک کردستی.
چون بر سر در کالج رسیدستی ناگاه خشک شدستی و زبان گشودستی: که چه خانم محترمی هستی با من ازدواج میکنستی !!!!! و این چنین، نامی به جای نام بوعلی برای سجل خویش یافتستی تا عبرت شود بر همه نازپروردگان و فواسیل «جمع فسیل» دانشگاه. توقیع : عرفان بن فیزیا
وبلاگ جای پاهای رنگی6 اسفند 1385
اس ام اس های سر کاری
کابينه زندگي مشترک: زن=وزير سلب آسايش، شوهر= وزير کار، مادر زن = وزير جنگ، مادر شوهر=وزير اغتشاشات، خواهر زن= جاسوس دو جانبه، خواهر شوهر= وزيراطلاعات و بازرسي، پدر زن = وزير ارشاد، پدر شوهر= رئيس تشخيص مصلح نظام.....!!!!!
عشق من از وقتي رفتي خونه تاريکه ...چراغ خونه خاموشه ....آخه لامصب فيوز رو چرا بردي.....!!!!!
به شيشه گفتم 'دوستت دارم' شکست، به گل گفتم 'دوستت دارم' پژمرد. به دريا گفتم 'دوستت دارم' خشکيد. حالا به تو ميگم 'دوستت دارم'، هواي خدت رو داشته باش
بی تو نمي تونم توي خونه بشينم . وقتي بيرونم فقط به فکر اينم که زود بيام و وجودتو از نزديک حس کنم . با تو من خيلي راحتم ( شلوار کردي!!!)
گوشه ای از نامه عاشقانه غضنفر به زنش : بدون توي دنيا يه قلب هست كه فقط براي تو ميتپه اونم قلب خودت..........!!!!!!!!
دیشب تو را ز مستی تشبیه به ماه کردم / خاک تو سرم تو زشتی من اشتباه کردم
براي عشق تو در قلبم سه کوه ساختم اولي کوه وفا دومي کوه صداقت سومي....... کوهي که هر وقت بهم گفتي دوست ندارم از اون بندازمت پايين...
خیلی دوست دارم زود به زود ببینمت اما بلیت باغ وحش گرونه.......!!
اگه گفتي فرقه توپ با من چيه؟! فرقش اينه که بايد تلاش کني تا توپ گل بشه اما من خودم گلم.. شک داري؟؟
ميتوني تصور كني با هم لب دريا نشستيم؟ ميتوني تصورش روبكني كه با هم به يه سفر طولاني ميريم از جنگل تا دريا.؟ميتوني تصور كني كه تو يه شب باروني شونه به شونه هم قدم بزنيم؟ همه اينا رو هم كه بتوني تصور كني نميتوني تصوركني كه آشپزي با تك ماكارون چقدر راحته...
من نمي دونم تو از سر کچل من چي ميخواي؟ مدام دارم از دست تو فرار ميکنم ولي هر جا ميرم تو هم مياي! پيش هزار تا متخصص رفتم ولي بازم فايده نداره! آخه تو عجب شپش سمجي هستي ها!
من نمي دونم تو از سر کچل من چي ميخواي؟ مدام دارم از دست تو فرار ميکنم ولي هر جا ميرم تو هم مياي! پيش هزار تا متخصص رفتم ولي بازم فايده نداره! آخه تو عجب شپش سمجي هستي ها!
روزی يه فرشته سراغم اومد و ازم خواست كه از بين گل و گلدون، يكي رو انتخاب كنم، من هم گلدون رو انتخاب كردم تا تو رو توش بزارم، آخه كودي بهتر از تو پيدا نميشه.....
تو اسمون قلبم بهت گفتم ستاره ///// به صد تا اينو گفتم تو هم يکيش بيچاره
[ آخرین صفحه ] [ صفحه 1 از 3 ] [ صفحه بعد ]